آنیساآنیسا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 13 روز سن داره

نی نی نازم

پنج ماهگي عسلم

سلام آنيساي گلم عزيزم منو ببخش كه زياد نمي تونم برات بنويسم آنيساي ناز من 5 ماه گذشت از روزي كه اومدي و تمام دنياي من شدي جونم برات بگه با اينكه ماماني رو يه كوچولو ناراحت مي كني ولي كلي بزرگ شده .كلا يه دخمل خوب و ناناز خوش اخلاق شدي .به همه مي خندي و اصلابا  بي تابي و گريه كاري نداري روروئكت رو خيلي دوست داري و كلي بهش ضربه مي زني و فك كنم امروز فردا ديگه مشكنه هههههههههههه آنيسا دو تا پاهات رو با دستات مي گيري و به چپ و راست مي پيچي و وقتي صدات مي كنم و سرت رو 180 درجه به طرف من مي گردوني و وقتي ميگم جيگر مامان با غغغغغغغغغ همراه با لبخند و آب دهت جوابم رو مي دي و من بيشتر عاشقت مي شم دخمل گلم بهت قول داده بودم اگه پرست...
28 بهمن 1391

هفته 34 و خبرای جدید....

سلام دخمل ناز مامانی فدات شم که جات حسابی تنگ شده و داری اون تو با فشار و سختی فراوان بزرگ میشی خیلی وقته نیومدم وبلاگت آخه می دونی مامانی یه سری مشکل پیش اومده و یکیش هم عود کردن دیسک کمر مامانیه از 3 مرداد دیگه نرفتم سر کار تا هم شما خوب بزرگ بشی و هم مامانی استراحت کنه یه ایراد بزرگ که داره خبر نداشتن از خاله های کلوبه دلم براشون یه ذره شده سانای هم که به سلامتی اومد تبریز و روز به روز داره بزرگتر میشه چقدر دلم هواتو کرده چقدر دلم می خواد بغلت کنم و بهت شیر بدم می دونم تو هم می خوای این روزا زودتر برسه چون هر وقت سانای رو بغل می کنم ضربه هات زیادتر میشه انگار می خوای بگی اونجا جای منه عزیزمممممممممممممم احتمالا آخ...
10 مرداد 1391

حس قشنگ این روزها....

سلام دخمل گلم خوبی عزیز دلم؟؟؟؟ می دونم خیلی زوده ولی روز شماریم شروع شده نه برای اینکه سبک بشم نه برای اینکه کمرم درد می کنه نه برای اینکه راحت بخوابم نه برای اینکه نفسم تنگ نشه نه برای اینکه.... فقط برای دیدن روی ماهت . الان دیگه وقتی تو شکمم حرکت می کنی کامل حس می کنم که دستت کجاست  پاتو کجا می زنی و نمی دونی من چه حالی میشم . اگه می شد از اون تو درت میاوردم و حسابی بوسه بارونت می کرم خدایاااااااااااااااا ممنون که من هم دارم این حس رو درک می کنم دخمل گلم دیروز با خاله آرزو رفتیم تا خانم دکتری رو که برای شما انتخاب کردیم رو از نزدیک ببنیم وایییییییییییی خیلی ناز بود خیلییییییییییییی خوش ا...
8 تير 1391

مادرانه

 سلام عزیز دلم خوبی؟ این روزا یه کم دلم گرفته ولی مثل قدیما نیست تو رو داشتن یه حس خاصی بهم می ده احساس ضعف و ناتوانی نمی کنم خیلیییییییییییییییییییی دوستت دارم مادرم ميگفت تا مادر نشوی حس آنرا نداني عزیزم و چه كودكانه پرسيدم من : كه چرا بهشت زير پاي توست ياد دارم كه چقدر او خنديد سپس او گفت: بهشت هديه اي بود از خدا بر من وقتي تو را در دل داشتم بهشت در دستانم بود و تو در جانم و روزي كه تو چشم به اين دنيا گشودي ... ... بهشت را با تمام بزرگي بر زمين نهادم و تو را عاشقانه در آغوش كشيدم عزیزم آري، براي همين است كه ميگويند بهشت زير پاي مادران است ...
25 خرداد 1391

وقتی فهمیدم مادر شده ام که...

سلام بهانه زندگی من خوبی مامانی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ببخشید که نمی رسم وبلاگت رو تند تند به روز کنم امروز می خوام از خاله هایی که تو دنیای مجازی پیدا کردم و عاشق تک تکشونم بهت بگم تو این شش ماه از صبح تا عصر پیش همیم و با هم درد و دل می کنیم و مطمئنم روزهایی که تو مرخصی زایمانم دلم براشون یه ذره می شه لیست دوستان رو برات وقتی که کامل شد می زارم تا هم تو آشنا بشی و هم من همیشه خاطرشون رو حفظ کنم. یه چیز دیگه .... امروز صبح وقتی اومدم کلوب یکی از خاله های جیگر یه مطلبی گذاشته بود که اشکمو درآورد . البته بیشتر از اینکه حس کنم که این کلمات از طرف من به تو عزیزترینم گفته میشه فکر کردم مادرم داره با هام حرف میزنه یه حس خاصی بهم دست داد ...
22 خرداد 1391

بدون عنوان

سلام عشق مامان خوبی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟   خیلی وقته که برات ننوشتم . راستش یه کم درگیر بودم و از حال جیگرم نگران. ولی خدا رو شکر هیچ مشکلی برای عشقم پیش نیومده بود و ظاهرا می خواست یه بار دیگه همدیگرو ببینیم اون روز بابایی می گفت کاش از این دستگاه ها خودمون تو خونه داشتیم و هر وقت دلمون خواست نی نی مونو ببینیم بعضی وقت ها بهت حسودیم میشه فکر اینکه بابایی تو رو از من بیشتر دوست داره شوخی کردم بابااااااااااااااااا جدی نگیررررررررررررررررررررر ماشاالله خیلی بزرگ شدی دستهات ،پاهات و صورتت واییییییییییی شدی یه نی نی کامل 700 گرمی هههههههههههههه. عاشقتم وروجککککککککککککککککککککک جیگر مامان تکونات دیگه کاملا مشخصه. ه...
10 خرداد 1391

معنی شعر بابایی

سلام به خاله های مهربون و نی نی های ناز نازی اولا اینکه دست بابایی دخملم درد نکنه که اینقدر با ذوقه. من خوشبخترین خانم و خوشبخترین مامان دنیام   3 سال ازدواجم امروز نسبت به دیروز عاشقترم نسبت به همسرم ، ازش نرنجیدم  خلاصه خیلیییییییییییییییییییییییییییییییییی دوستش دارم ثانیا به خودم وظیفه دونستم شعر بابایی رو معنی کنم تا دوستانی که زبون آذری متوجه نمی شن هم بدونن بابایی به دخملش چی نوشته دختر عزیزم داره میاد ثمره و طعم عشقمون داره میاد خدایا دخمل کوچولومون سالم باشه دل ما هم شاد بشه دخمل کوچولو تو نمک زندگی بابایی طعم و مزه زندگی مامانی دخمل کوچولومون شاد باشه خدا اونو برامون حفظ کنه &n...
28 ارديبهشت 1391

قیزی بالام (دختر کوچیکم)

عزیزیم قیزیم گلیر عشقیمیزین دادی گلیر الله قیزی بالام ساغ اولسون بیزیم اورگیمیز شاد اولسون قیزی بالام سن آتانین دوزوسان آنانین دا دادیسان قیزی بالا شاد اولسون الله اونا حافظ اولسون پ.ن:این شعر رو بابایی برای دخملش گفته . ...
27 ارديبهشت 1391

بابایی

سلام (قیزی بالام) دختر گلم  چند وقتی نبودم بیام برات بنویسم . عزیز برات کلی وسایل خریده  مامانی عکساشو گذاشته .کلی زحمت کشیدن دستش درد نکنه .قیزی بالام  روز شماری میکنیم تا بیایی.هنوز اسمی برات پیدا نکردیم البته چندتا هست ایشاالله یه اسم  خوب برات انتخاب می کنیم. خیلی سخته قیزی بالا.بازم میام دوستون دارمممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم بوسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس
20 ارديبهشت 1391
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به نی نی نازم می باشد